فلسفه در کلاسِ درسِ یک مربی

دفاع

چهارشنبه, ۵ مهر ۱۳۹۶، ۱۱:۲۳ ق.ظ
به نام او...

پیش‌نوشت: نگار ازم خواست که حتما بحث کلاس‌شان را اینجا بنویسم چون حرف زیاد دارد در اینباره. وقت کلاس اجازه نداد بیشتر گفت و گو کنیم و قرار شد اینجا نگار حرف‌هایش را بنویسد.


می‌خواستم درباره «قطعه گمشده» شل سیلور استاین برایشان صحبت کنم که یک نفرشان نمی‌دانم «قطعه گمشده» را چه شنیده بود و گفت «خانوم به شهید حججی ربط داره؟» دخترها یکی یکی در اینباره حرف می‌زدند. اصلا به ذهنم خطور نمی‌کرد که همچین مسئله‌ای یک دفعه بشود موضوع کلاسم. کلاس را آرام کردم و گفتم فعلا به ماجرای شهید حججی کاری ندارم. دربارۀ این سوال می‌خواهیم حرف بزنیم؛ «آیا شما حاضرید جان‌تان را برای دفاع از کشورتان و مردمش فدا کنید؟» از سیزده نفر اعضای کلاس جز چهار نفر بقیه پاسخ‌شان منفی بود.
دلایل کسانی که پاسخ‌شان منفی بود این‌ها بود:
1-من برای کسی کاری انجام می‌دهم که برای من احترام قائل باشد و برایم کاری کرده باشد. درست است که کشور من حق تحصیل، امنیت و چیزهای دیگر برایم فراهم کرده اما خیلی از حق‌ها را هم از من گرفته. مثلا حق انتخاب پوشش و آزادی را از من گرفته. یا همین الان تو محرم من وقتی میرم تکیۀ دوست‌های داییم اینقدر به من بد نگاه می‌کنند دوستاش که یعنی یک خانوم نباید اینجا باشه. منم دوست دارم شربت درست کنم. منم دوست دارم شربت و چایی پخش کنم. منم می‌خوام نشون بدم میتونم این کارها رو کنم. پس اگر جنگی هم پیش بیاید جونم رو برای همچین کشور و مردمی نمیدم.
این نظر نگار بود. لیلی با نگار مخالف بود. لیلی می‌گفت کشورت برای تو یک کارهایی کرده. تو برای اون کارهایی که کرده میتونه جونت رو بدی. نگار معتقد بود کفۀ ترازوی کارهای نکرده و حق‌های گرفته شده سنگین‌تر است. شادی‌ای که از او گرفته شده، محدودیت‌هایی که به او داده شده براش اذیت‌کننده‌تر است. لیلی می‌گفت خب یک روزی یک سری آدم هم رفتند برای تو جونشون رو دادند. به جبران کار اون آدم‌ها باید جونت رو برای خانواده‌هاشون بدی. به‌نظر آرمیتا آن‌ها گول یک عده را خورده بودند و یکتا هم معتقد بود آن‌ها هم نباید می‌رفتند.

2-من جرأت و شجاعت این را ندارم که جونم رو بدم. می‌ترسم.

3-خیلی سال پیش خیلی‌ها رفتند جنگیدند تا از یک چیزهایی دفاع کنند تا آرمان‌هاشون محقق بشه. شد؟ نه! بدترم شد. چه ضمانتی هست که منم برم جونم رو بدم و بعدش چیزهایی که دنبالش بودم محقق بشه؟ من همچین ریسکی نمیکنم. میرم از این کشور اگر جنگی بشه.
این نظر یکتا بود. پارمیدا از یکتا سوال کرد از کجا معلوم که با فدا کردن جون تو اوضاع بهتر نشه؟ یا حتی بدتر نشه؟ یکتا معتقد بود ما فقط یک عده قربانی هستیم. اوضاع بهتر نمیشه. چرا هیچ وقت ندیدیم مسئولین خودشونو فدای مردم کنند؟ چرا همیشه مردم بودند که فدای یک عده خاص شدند؟ یاسمن با نوع نگاه یکتا مشکل داشت. یاسمن می‌گفت من حاضرم جونم رو بدم برای مردم و کشورم. مردم برای من عزیز هستند. من به مسئولین کاری ندارم. خانواده من برام مهم و عزیز هستند. من برای خانوادم، برای مردم بی‌گناه جونم رو میدم. اینجوری چرا نگاه نمیکنی؟ بعدش هم ما خودمون هستیم که خودمونو قربانی کردیم. خودمون بودیم که همچین سیستمی رو رقم زدیم. 

4-کیمیا می‌گفت وقتی جنگ بشه بالاخره که همه می‌میریم. چرا آدم بره جونش رو بده. تهش که مردنه! فاطمه و پارمیدا با نظر کیمیا مخالف بودند. پارمیدا می‌گفت بالاخره مرگ معمولی با شهادت فرق داره. شهادت درجه‌ش بالاست. این مهمه که تو مرگی رو انتخاب کنی که ارزش بیشتری داره. بهار که داشت روی کاغذ جلوش با خودکار بازی بازی می‌کرد سرش بالا آورد و گفت اَه چرا همه چیز رو مذهبی میکنید؟ چرا باید همه چیز رو مذهبی کرد؟ ازش پرسیدم، اشکالش چیه؟ گفت چون سخته! خشکه!
فاطمه هم به کیمیا گفت  خب اصلا قبول همه‌مون می‌میریم. خب تو جونت رو هم بده. به قول خودت که تهش میمیری.

لیلی یک دلیل دیگه برای جواب مثبت به سوال من داشت. معتقد بود مردن من شاید جون چند نفر رو نجات بده. مردن یک نفر مطمئنا بهتر از مردن چند نفره. و خب مریم هم می‌گفت بستگی دارد به شرایط. اگر کسای دیگه‌ای باشند برای دفاع اون نمیره اما اگر خیلی لازم باشه اونم جونش رو میده.

نظرات  (۵)

سلام
من یه معلم تازه کارم. ینی اینقدر تازه کار که امسال اولین سال تدریسمه. معلم فلسفه نیستم. معلم تمام درسهای پایه ششمی های یه مدرسه عادی ام. که از قضا 34 تا دانش آموز دارم و رشته فلسفه آموزش پرورش واسه ارشد قبول شدم. امشب توی گشت و گذار برای پیدا کردن انیمیشن مخصوص بچه های ششم ابتدایی به وبلاگ شما رسیدم. و چقدر خوشحال شده باشم خوبه؟؟؟ کاش بنویسین همیشه و راهی برای ارتباط با شما داشته باشم.
ادرس وبلاگ شخصیم رو براتون گذاشتم. خیلی خوشحال میشم بتونم از راهنمایی هاتون درمورد فبک استفاده کنم. به عنوان اولین سوال : دیشب کتاب پیکسی رو از اپلیکیشن طاقچه دانلود کردم یه قسمت کوتاهی از نقد این کتاب رو توی سایت فبک خوندم که نوشته بود مخصوص دانش آموزان سوم ابتداییه. بنظرتون نمیشه برای دانش آموزای ششم استفاده ش کرد؟
پاسخ:
سلام
خیلی خیلی براتون آرزوی موفقیت دارم. گفتید 34 تا دانش‌اموز دارید، منم با خودم فکر کردم من چند تا دانش‌آموز دارم؟ دیدم حدود 110 تا دان‌آموز دارم. باورم نشد :)) سعی می‌کنم بنویسم و اگر کمکی از دستم بر بیاد دریغ نکنم. تو وبلاگتون برای ارتباط از طریق دیگری کامنت خصوصی گذاشتم.

درمورد کتاب پیکسی هم به نظر من میشه مورد استفاده بچه‌های ششم هم قرار بگیره. شاید کمی ادبیات گفتاریش به بچه‌های ششم نخوره که شما خودتون میتونید این رو کمی تغییر بدید، اما بعضی از مفاهیمش مثل بحث ذهن و بدنش حتی برای بالاتر از ششم هم میشه مورد استفاده قرار بگیره.
ممنونم ممنونم *---*
دانش آموزای شما بیشترن و تجربه شما هم در کنارش بیشتره خب *-*
کتاب پیکسی رو هنوز کامل نخوندم. بنظرتون اگر فصل به فصل بدم بچه ها به صورت گروهی بخونن از قبل و بعد در حد یک ربع از کلاسهای تفکر و پژوهش یا مطالعات درموردش صحبت کنیم خوبه؟ یا توی کلاس بخونن و بعد درموردش صحبت کنیم؟
سلام
من نگار هستم.
بحث دفاع رو تقریبا من تو کلاس شروع کردم و میخواستم بیام و اینجا هم به بحث ادامه بدم.
خب من گفتم که من برای دفاع از کشورم نمیرم...
چون خب خیلی از حق هایی که باید به من داده نشده...
کشورم به من لطف های زیادی رو کرده ولی به قول خانوم نظریان کفه ی حق های داده نشده سنگین تر از اون وره...
خب منظورم از حق خیلی چیز هاست...
خیلی خیلی چیز ها...
که اگه میدادن خیلی چیز ها عوض میشد...
پاسخ:
سلام نگار
ببخشید اینجا جواب ندادم. خیلی سرم شلوغ بود. تو مدرسه حرف میزنیم.
سلام میشه چند تا کتاب یا انیمیشن که مناسب بچه های ابتدایی باشه معرفی کنید؟می خوام سر کلاس براشون بخونم. تا حالا با بچه های دبستانی سر و کار نداشتم
پاسخ:
سلام
راستش من خیلی با ابتدایی کار نکردم، اما میتونید از کانال تلگرامی «مداد آبی» به لینک زیر، کتاب‌های خوبی پیدا کنید:
https://t.me/medad_aabi

۱۹ آبان ۹۶ ، ۰۰:۱۶ میثم علی زلفی
سلام
خوب و جالب بود و البته همونطوری که پیداست مثل قبل وقت ندارم بیام و استفاده کنم
اما خوبه این سوال مطرح بشه منظور از مسئولین کی هستند و آیا برای کشوری که مسئولینی مثل مطهری و بهشتی و ... داده
و الآن هم سردار های متعدد رو تقدیم می کنه چنین حرفی رو زد؟؟
آیا مسئول فقط مثل رئیس جمهور و ... حساب میشوند یا نیروهای نظامی ها هم مسئولین کشورند؟؟

بنده نمیدانم شما چطور با شاگردانتان کار می کنید و محصول این روش به نفعشان تمام می شود یا خیر اما جرقه ی بسیاری از سوالات را ایجاد کردن و جوابش را حواله به غیب دادن یا به فهم خودشان واگذار کردن ظاهرش نامطبوع و نامطلوب به نظر می رسد البته شاید تجربه ی چند ساله ی شما با خروجی هایی که دیده اید متفاوت باشد!!
یا حق

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی