فلسفه در کلاسِ درسِ یک مربی

خطا و مجازات

سه شنبه, ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۰:۲۹ ق.ظ

به نام او...


موضوع کلاس «مجازات و خطا» بود. چند موقعیت برای بچه‌ها در نظر گرفته شده بود که باید در آن موقعیت‌ها می‌گفتند فرد دچار خطا شده یا نه؟ مستحق مجازات هست یا نه؟ و سوال‌هایی اینچنینی. یکی از موقعیت‌ها رفتار ژان والژانِ بینوایان بود. ژان گرسنه است و تکه نانی را از مغازه‌ای یواشکی بر‌می‌دارد. آیا کار اشتباهی کرده؟ باید مجازات شود؟

بچه‎ها دو گروه شده بودند. یک گروه معتفد بودند کار ژان اشتباه نبوده و عدۀ دیگر معتقد بودند ژان خطاکار است و باید مجازات شود. دلیل گروه اول این بود که خب ژان گرسنه بوده. نیاز داشته. باید نیاز گرسنگی‌اش را رفع می‌کرده. گروه دوم با دلیل ذکر‌شده مخالف بودند. استدلال‌شان این بود که ما خیلی وقت‌ها نیازهای زیادی داریم و اگر بخواهیم به همۀ آن‌ها پاسخ بدهیم به هر روشی نمی‌شود. دخترها نمی‌دانستند موقعیتی که برایشان ترسیم شده، از داستان بینوایان اقتباس شده. و حدس‌شان این بود که ژانِ داستان یک کودک است. اجازه دادم با همین فرض جلو بروند. گروه اول معتقد بود یک کودک توانایی تحمل گرسنگی را ندارد. با یک آدم بزرگ متفاوت است. داشتن غذا از حقوق اولیۀ یک کودک است. پس کودک حق داشته چنین کاری کند و نباید مجازات شود. گروه دوم معتقد بودند عدم توجه به این رفتار آثار تربیتی دارد. ممکن است کودک همین کار را رویه خود کند. گروه اول در این حد قانع شده بود که باید نسبت به این کار کودک عکس‌العمل نشان داد. اما این عکس‌العمل به چه صورت باید باشد؟ آناهیتا می‌گفت باید کودک بفهمد کارش اشتباه است. اما مثلا خیلی مهم است که مچ‌گیری نکنیم. به روش دیگری متوجه کار اشتباهش کنی

شود. مثلا ما در امتحان‌ها تقلب می‌کنیم. مچ‌مان را هم می‌گیرند و تنبیه می‌شویم که مثلا دیگر تکرار نکنیم این کار را. اما تکرار می‌کنیم. چرا؟ چون راهش این نیست. خب این روش اشتباه است که جواب نمی‌دهد. ریحانه معتقد بود ما باید کمکش کنیم که دیگر این کار را تکرار نکند. مثلا زمینه را برایش فراهم نکنیم. می‌شود پولی به‌ش داد که دزدی نکند. یاسمن با این کار مخالف بود. یاسمن معتقد بود این کار باعث گداپروری می‌شود. چرا باید الکی یک پولی را به یک نفر بدهیم بدون اینکه کار خاصی کرده باشد؟ علاوه بر این‌ که آن پول یک روز تمام می‌شود، خب باز هم ممکن است برود سراغ دزدی. باید راهکاری را استفاده کنیم که هم وابسته به پول دیگران نباشد و هم اینکه اگر شرایط برایش مهیا نبود یک راهی جز دزدی به ذهنش برسد. از بچه‌ها پرسیدم مثلا یک بچه چه کاری میتوانه کند اگر بهش کمک پولی نکنیم و دزدی هم نکند؟ عسل معتقد بود مثلا باید به مغازه‌دار بگوید برایش مغازه‌اش را تمیز می‌کند و به جایش مغازه‌دار یک تکه نان به‌ش بدهد. خیلی خوب بود. پرسیدم خب تا اینجا خوب است، اما بچه به هر حال یک کار اشتباهی کرده. نباید تاوان کار اشتباهش را ببیند؟ به هر حال نباید تنبیهی برایش در نظر گرفته بشه یا نه؟ بهار موافق بود به شرطی که مجازات طوری باشد که اثر داشته باشد و متناسب باشد.

در آخر به این نتیجه رسیدیم که کودک می‌توانسته به جای دزدی و رفع نیازش کار دیگری کند. اما دزدی را انتخاب کرده و کارش خطا بوده. باید تاوان این اشتباه را بپردازد. باید بفهمد کار اشتباه تاوان دارد.* علاوه بر اینکه تنها مجازات و ترس از مجازات کافی نیست برای تکرار نشدن. مهم است متوجه بدی کار شود و ما هم باید به‌ش کمک کنیم تا کار اشتباه را تکرار نکند و زمینه را فراهم نکنیم.


*شاید خوب بود روی این نکته بیشتر با دخترها صحبت می‌کردیم که می‌شود اشتباه دیگران را بخشید. البته بعضی از دخترها به این اشاره کرده بودند که بستگی دارد دفعۀ چندم باشد که این اشتباه تکرار می‌شود. دفعۀ اول می‌شود بخشید و چشم‌پوشی کرد اما تمام مسائل مطرح‌شده را به یک نحوی منتقل کرد.


پی‌نوشت: نکتۀ یاسمن چیزی بود که من خودم تا به حال به‌ش توجه نکرده بودم؛ این مساله که خب وقتی پولی که یک فرد از کمک دریافت کرده تمام می‌شود چه کار خواهد و آیا ما مساله را ریشه‌ای حل کردیم یا فقط به تعویقش انداختیم؟

از نتایج کلاس فبک است که معلم هم در این کلاس‌ها یادگیرنده است.

نظرات  (۱)

یک پست حذف شده؟(با لحن کاراگاهی)
پاسخ:
سلام
بله! :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی