فلسفه در کلاسِ درسِ یک مربی

من و مرگ

پنجشنبه, ۹ دی ۱۳۹۵، ۱۱:۲۰ ب.ظ

به نام او...


آیسان امسال به مدرسۀ ما آمده است. کلاس نهم است. با‌مزه است و دوست داشتی. هم‌گروهی‌های آیسان تقریبا همه‌شان امسال به مدرسۀ ما آمده‌اند. می‌خواستند برایشان از فلسفه حرف بزنم. از خودشان اول پرسیدم که فکر می‌کنند فلسفه چیست. جواب‌هایشان جالب بود و عجیب و غریب. آنقدر پرسش و پاسخ کردیم تا یک چیز‌هایی فهمیدند.

آیسان بعد از این صحبت‌ها شروع کرده بود سوال‌هایی پرسیدن. ذهنش پر از سوال فلسفی از در و دیوار و پنجره و زمین و آسمان به صورت درهم و برهم بود. یکی از سوال‌هایش دربارۀ دنیای بعد از مرگ بود. «خانم، از کجا معلوم بعد از مرگ ما تموم نمیشیم؟ من نمی‌خوام از قرآن و اینا بگم بعد از مرگ ما تموم نمیشیم. اصلا من اینا رو فرض کنید قبول ندارم. اما میدونید، یک چیزی هم هست که بهم میگه تموم نمیشیم. یعنی بذارید براتون توضیح بدم چرا اینو میگم. مثلا فرض کنیم وقتی میمیریم تموم میشیم. یعنی دنیا میشه بدون ما. اما این تصور اصلا امکان پذیر نیست. چون وقتی که شما دنیای بدون خودتون رو تصور میکنید، در واقع خودتون هستید که دارید دنیای بدون خودتون رو میبینید. شما از تصورتون حذف نمیشید. همیشه هستید. انگار شما وایسادید اون بالا و دارید دنیا رو بدون خودتون میبینید. خب همین که اون بالا وایسادید و ناظر هستید یعنی تو تصورتون هستید. یعنی هیچ جوره نمیشه دنیای بدون خودتون رو تصور کنید. برای همینه که من میگم اینجوری هم نیست که تموم بشیم. چون حتی نمیتونیم تموم شدنمونو تصور کنیم. همش خودمون میاییم تو تصور کردنمون.»

خشکم زده بود. آیسان فقط سه ماه بود که سر کلاس‌های من می‌آمد و بحث‌ها اصلا آنقدر قوی و فلسفی نشده بود که بگویم کلاس‌های من به اینجا رساندش. نکته‌ای که ذکر می‌کرد عالی بود. اما خب باید بهش می‌گفتم تو نمی‌توانی از گزاره‌ای معرفت‌شناسانه، نتیجه‌ای وجود‌شناسانه بگیری. همان کاری که مثلا دکارت کرد و اشکالاتی بهش وارد شد. شاید خوب بود کمی برایش از کانت می‌گفتم. از «من» در نظام فلسفیِ کانت. شاید هم از تماشاخانۀ دکارتی و نقدهایی که بهش شده. اما آنقدر مبهوت استدلال و دقت فلسفی‌اش شده بودم که فقط میتوانستم اجازه بدهم تراوشات ذهنی اش را بیرون بریزد. سوال‌ها و نظراتش را بگوید و بگوید. من سکوت کنم و سراپا گوش شوم.

هیچ کتابی نخوانده بود. هیچ! تمام حرف‌هایش تفکرات خودش بود. این را وقتی که دوستش دربارۀ موضوعی بهش گفته بود درست چیزهایی را نخوانده‌ای فهمیدم. آیسان گفته بود: «من تا به حال چیزی نخوندم. اینایی که میگم همش فکرای خودمه. من فقط میشینم فکر میکنم. خانم میشه شما بهم بگید چی باید بخونم؟»

جلسۀ بعدش که کلاس نداشتیم و بچه‌ها در اردوی مطالعاتی بودند و من ناظر درس خواندنشان، خودش آمده بود پیشم و کشیده بودم کنار. ازم خواسته بود گفت و گو کنیم. بسیار دوست‌داشتنی است این دختر. حتی همان اوایل سال که چیز خاصی ازش نمی‌دانستم یک جور با‌مزه و دوست‌داشتنی‌ای بود برایم. این یعنی اینکه فقط به خاطر کشف افکار فلسفی‌اش برایم دوست‌داشتی نشده.  

نظرات  (۱)

سلام

اگر دیگران بتونن دنیای بدون ما رو تصور کنن چی؟
مثلا من الان دنیای بدون نوهء هفتم مظفرالدین شاه از دختر چهارمش از زن یازدهمش رو میتونم تصور کنم! ( البته اگر همین نام بردن از شخص موهوم رو به حساب نیارم!)
از شوخی گذشته دنیای بدون پدربزرگم رو هم می تونم تصور کنم. چون در این دنیا زندگی کردم. که البته خاطراتش و عکسهاش و یاد کردن دیگران ازش، در این دنیا هست. و حتی ژنهاش، ویژگیهای جسمی و روحیش که به ما رسیده، اینها هم هست. که اینها ردپای او محسوب میشن... نتیجهء کارهاش هم هست. چیزهایی مثل وقف یا هر نوع کاری که بر روی جهان اطرافش تاثیر گذاشته. پس نمیشه گفت دنیا کاملا بدون پدربزرگم هست.

شاید بشه اینطور گفت:" اگه بخواهیم بطور کلی از دنیا بریم، باید ردپاهامونم ببریم. و چون نمی تونیم این کار رو بکنیم، پس میفهمیم که نمی تونیم کاملا نابود بشیم. "
کلمهء نابود رو برای این بکار بردم که بگم مردن چیزی بجز نابود شدنه. چون مطمئنا پدربزرگم مرده. ولی نابود نشده.

پاسخ:
سلام

یک کم بحث پیچیده است که البته خود من هم خیلی خوب تسلط ندارم. «من» چجوری تعریف میشه؟ چه کسی بهتر از همه میتونه «من» رو درک کنه؟ خودِ همون من! برای این مسائل و یک چیزای دیگه هست که تصور من از نبود خودم مهم میشه، نه تصور دیگران از نبودِ من!

خب این چیزی که شما گفتید، دقیقا شبیه استدلال های کسانی هست که منکر دنیای بعد از مرگ میشن اما از طرفی مثلا می خوان اون حس جاودانگی انسان یا مثلا سیستم جزا و پاداش یا ...  را که به عنوان شواهدی بر وجود دنیای بعد از مرگ می گرفتیم به نحو دیگه ای تبیین کنند. و خب به نکته خوبی هم اشاره کردید، نابود شدن متفاوته از مردن. :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی