فلسفه در کلاسِ درسِ یک مربی

تنبیه و تشویق

جمعه, ۳ دی ۱۳۹۵، ۰۱:۵۳ ق.ظ

به نام او...


همه چیز از گریۀ یکتا سر کلاس شروع شد. زنگ هندسه، دفتر یکی از دوستاش رو از یک کلاس دیگه میگیره تا نشون معلم بده. خودش دفترش رو همراهش نیوورده بوده. معلم میفهمه. یکتا کلی خواهش میکنه که موضوع رو به دفتر اطلاع نده، اما معلم به دفتر موضوع رو اطلاع میده. ماجرا برای چند روز قبل از رفتن به اردوی یزد بچه‌ها بوده. ناظم هم میگه یکتا از اردوی یزد به خاطر این کارش محروم میشه. و خب کلی اونروز ناراحت بود و گریه می‌کرد سر کلاس. ازش خواستیم اگر دوست داره ماجرا رو تعریف کنه تا بهش کمک کنیم. ماجرا رو تعریف کرد. کمی دربارۀ تنبیهی که ناظم برای یکتا در نظر گرفته بود صحبت کردیم. بررسی کردیم که اصلا یکتا باید تنبیه میشده یا نه؟ اگر آره، چه نوع تنبیهی؟ چرا تنبیه ناظم تنبیه خوبی نبوده؟ چه مشکلاتی داره این مدل تنبیه؟ خب بچه‌ها موارد خوبی رو ذکر کردند. تختۀ کلاس را از اینجا می‌توانید ببینید.  اگر هم سوالی از  تخته داشتید  یا  نکته‌ای  رو  میخواستید  توضیح  بدم،  در  خدمتم.


چند جلسه بعدش صبا بود که از معلم دینی شاکی بود؛ به خاطر قانون کلاسش. قانون معلم دینی اینجوری بود که اگر کسی در کلاس خطایی می‌کرد، نمرۀ آن جلسۀ او بیست میشد و از بقیه بچه‌ها همگی نمره کم میشد. اگر بچه‌های دیگه موضوع را به دفتر اطلاع می‌دادند و فرد خطاکار را معرفی می‌کردند به دفتر، نمره‌هایشان بر‌می‌گشت؛ در غیر اینصورت نه! خب بماند که بعضی از کلاس‌ها بچه‌ها یکدست بودند و متحد و فداکار و فرد را به دفتر لو نمی‌دادند، اما بعضی بچه‌ها هم در بعضی کلاس‌ها اینطور نبودند. و بماند که این روش چقدر عجیب و غریب است و چه مشکلاتی در رفتار و افکار بچه‌ها ایجاد می‌کند. ما دربارۀ همۀ این مسائل صحبت کردیم. اما جلسۀ بعدش من ازشون می‌خواستم که دربارۀ نقش تنبیه و تشویق به صورت کلی در سیستم آموزشی صحبت کنیم. دیگر مصداقی روش‌ها را بررسی نکنیم. سوال ما این شد که: «چرا تنبیه باید وجود داشته باشد؟» از اینجا عکس تختۀ کلاس را می‎توانید ببینید.


زهرا: تنبیه خوبه، پس باید وجود داشته باشه.

من: چرا خوبه؟

زهرا: چون آدم رو متوجه اشتباهش میکنه.

سارا: تنبیه باعث میشه آدم خود‌ساخته بشه. آدم تو تنبیه شدن سختی میکشه. این سختی آدم رو خود‌ساخته میکنه. به جز این هم باعث میشه آدم کار درست رو انجام بده.

من: پس همه موافقید تنبیه خوبه؟ اونایی که موافق نیستند با این نظر فقط دست بالا کنند. خب، رژینا تو بگو.

رژینا: خانم ببینید تنبیه برای خود آدم بهتره. باعث میشه مشکلمون حل بشه. یعنی باعث میشه دیگه اون کاری که نباید کنیم رو نکنیم و اینجوری مشکلی برامون پیش نمیاد.

یکتا: من مخالفم.

من: صبر کن یکتا، اول موافق‌های تنبیه نظرشون رو بگن، بعد میاییم نظر مخالف‌ها رو بررسی میکنیم.

سارا: البته خانم، من میگم اگر قراره تنبیه کنیم، یک تنبیه خوب کنیم. تنبیه باید یک جوری باشه که جواب بده.

من: یعنی چی؟

سارا: مثلا بیاییم ببینیم آدمی که کار نادرست کرده، به چه چیزهایی اهمیت میده، چه چیزهایی براش مهم و با ارزش هست با گرفتن اون چیزها تنبیهش کنیم. باید تنبیه رو روی چیزهایی که برای اون آدم مهمه بگذاریم تا نتیجه‌بخش باشه.

یکتا: من مخالفم. مثلا من دفتر هندسمو نیووردم، چرا باید از اردو محرومم کنن؟ تنبیه اگر بخواییم کنیم، باید متناسب باشه. چون اگر متناسب نباشه طرف اصلا نمیفهمه کارش مشکل داشته. چون از یک چیزی محرومش کردی که هیچ ربطی به کارش نداشته و خب این چجوری باید بفهمه مشکل رو، وقتی کارش و تنبیهش هیچ ربطی بهم ندارن؟

من: خب حالا بذار، کسایی که با تنبیه مخالفن نظرشون رو بگن. صبا تو بگو.

صبا: خانم تنبیه کردن، باعث میشه کسی که داره تنبیه میشه خیلی اذیت بشه و حس بدی بهش دست بده. همینطور از اون کسی که داره تنبهش میکنه هم متنفر میشه. بدش میاد ازش.

من: خیلی خوبه صبا! اما خب وقتی یک فردی اشتباه میکنه، چه کارش کنیم؟ خب اگر بخواییم کار اشتباهشو تکرار نکنه، باید چه کار کنیم؟

صبا: خانم، باید باهاش حرف بزنیم. ببینیم چرا اون کار رو کرده. بعد بهش بگیم چرا اون کارش غلط بوده. ما تنبیه کنیم طرف رو، وقتی اون نفهمه چرا کارش اشتباه بوده که فایده نداره.

یکتا: خانم اینجوری اصلا مشکل حل نمیشه. اون آدم فقط از روی ترس و به اجبار دیگه اون کار رو تکرار نمیکنه. مگه هدف این نیست که مشکل حل بشه؟ تنبیه مشکل رو حل نمیکنه. فقط طرف رو میترسونه و از روی ترس دیگه اون کار تکرار نمیشه. اینم فایده نداره. بعدشم درباره مورد سوم، کی گفته تنبیه برای آدم‌ها بهتره؟

 سارا: بهتره! آدما خودشون یک روزی میفهمن. مثلا من خودم اصلا درس خوندن رو دوست نداشتم. اما اینقدر مامانم اینا زورم کردن که خوندم و الان میفهمم برام خوب بوده.

من: خب اگر اون یک روزی برای یکی نرسه چی؟

صبا: فکر کن، تو موسیقی استعداد داشتی. اگر درس نمیخوندی و موسیقی کار میکردی موفق‌تر بودی یا الان که با زور درس خوندی و خب شاگرد زرنگم هستی؟

سارا، جوابی نداشت.

مهتا: من از صبا یک سوال داشتم. اگر گفت و گو با اون آدم جواب نداد چی؟ تاثیر نداشت چی؟

صبا: ببین، به نظر من اونوقت باید بیاییم ببینیم اون آدم به چه چیزهایی علاقه‌منده. چه چیزهایی براش ارزشمنده. بعد از اون چیزها برای تقویت کارهای خوب استفاده کنیم، نه مثل حرف سارا محرومش کنیم از اون چیزها. اگر گفت و گو جواب نده، میشه از این راه‌ها وارد شد. مثلا مدرسه الان فهمیده دوست صمیمی من کیه. کلاس من رو از دوستم جدا کرده. من اینجوری لج میکنم. خب دوست من رو میذاشتن تو کلاسم باشه، بعد با کمک دوستم میتونستن یک کارهایی رو توی من درست کنن نه اینکه دوست من و مساله‌ای که برای من مهمه رو حذف کنن. خیلی راحت میتونستن از این مساله استفاده کنن برای درست شدن رفتارهای من تو بعضی چیزها. اما لج کردن و من هم اینجوری لج میکنم بیشتر. مامان من تابستون اومده گفته کلاس من و دوستم رو یکی کنن، نه تنها این کار رو نکردن که فاصله بین کلاس هامونم زیاد کردن. یعنی بدتر کردن. تابستون حداقل کلاس هامون بهم چسبیده بود. الان کلاس دوست من ته سالنه، کلاس من اینور سالن. لج کردن دقیقا! من اینجوری هی حواسم پیش دوستمه. خب میذاشتن تو کلاسم باشه که همش هم حواسم سر کلاس ها پیش دوستم نباشه.

من: خب صبا، اینکه تو بتونی تمرکز کنی و حواستو جمع کنی یک مهارته! چرا به جای اینکه این مهارت رو تو خودت تقویت نکنی، بگیم دوستت بیاد اینجا که مساله حل بشه؟ البته الان نمیخوام درباره این حرف بزنیم. فقط خواستم بگم مساله رو چرا یک جور دیگه نمیبینی؟

وانیا: منم با تنبیه مخالفم. به نظر منم به جای اینکه با چیزی مثل منع کردن تنبیه کنن ما رو، باید بیان راهکار بدن به ما. وقتی کسی رو تنبیه میکنن راهکار بهش نمیدن و خب اون کسی که تنبیه میشه نمیدونه باید چه کار کنه. فقط میفهمه یک کارهایی رو نباید کنه.

من: خیلی خوبه! پس تو با اون حرف که گفته شد تنبیه باعث میشه مشکل آدم حل بشه مخالفی و دلیلت هم خیلی خوب بود. ممنونم.

کیانا: به نظر من بعضی وقت‌ها هم با پاداش دادن میشه یک چیزهایی رو تقویت کنیم تو ادم‌ها و با تقویت اون چیزها کم کم میفهمن چه چیزهایی خوبه و همون‌ها رو تقویت میکنن و کارهای بدشون کم میشه.

من: خب این یک جور شرطی کردن آدم‌ها میشه. این بد نیست؟

یکتا حواسش تو کلاس نبود.

من: یکتا! به نظرت این حرف کیانا با حرف صبا چه فرقی داره؟ کیانا میگه با پاداش دادن کارهای خوب رو تقویت کنیم. صبا میگفت نقاط قوتش رو تقویت کنیم. تقویت کردن نقاط قوت هم به نظرت یک جوری پاداش دادن به طرف نیست؟

یکتا: نه خانم! فرق داره. راه کیانا ممکنه طرف نفهمه دقیقا چرا! یعنی یک جورایی براش عادت میشه. اما تو راه صبا از اون چیزهایی که برای طرف مهمه استفاده میکنیم تا با کمک خودش مشکلش رو حل کنیم. اینجا ابزار حل مشکله با آگاهی خود فرد.

من: عالی بود یکتا! خیلی تفاوتشون رو خوب در آووردی. لطفا هم حواست به بحث باشه.

زنگ کلاس خورد.

من: بچه‌ها! میدونستید خیلی از نظراتتون، نظرات روانشناس‎های معروف هست؟ خیلی خوب مساله رو تا اینجا بررسی کردید. ایشالا بعدا ادامه بدیم کار رو.

صبا و یکتا و سارا رو صدا کردم و خواستم روی این موضوع سه تایی کار کنن. توضیح دادم که چرا این سه نفر رو یک گروه کردم. یکتا و صبا زیاد تنبیه و توبیخ شده بودند. این مساله براشون معنادار بود و مخالف تنبیه بودند با توجه به شناختی که از شرایط تنبیه شدن پیدا کرده بودن. سارا موافق تنبیه بود. پژوهش به صورت دیالکتیکی به نظر من بهتر پیش می‌رود. برای همین یک مخالف سفت و سخت باهاشون رو میخواستم که بهتر جوانب مساله رو بتونن در این دیالکتیکی که بینشان صورت میگیرد بررسی کنند و سارا بهترین فرد بود.

نظرات  (۷)

سلام علیکم
موفق باشید و موفق باشند! ما هم ان شاء الله از مباحث مطرح شده به قدر وسع یاد می‌گیریم.
پاسخ:
سلام علیکم
متشکرم. من خودم هم بعضی وقت‌ها از بچه‌ها دارم یاد میگیرم. :)
۰۳ دی ۹۵ ، ۱۱:۳۷ صبا مهدوی
حرف های صبا چه عجیب بود :)
این مدل ورود والدین در مسائل فرزندان آیا صحیحه؟ اینکه مادر صبا آمده مدرسه و خواسته که صبا و دوستش در یک کلاس باشند..

معلم دینی مدرسه تون هم ...

و اینکه هر اتفاقی میفته دفتر مدرسه هم باید مطلع بشه؟! نمی فهمم این سیستم را... بحث های کلاس جالب بود ولی خوب اگر یک نفر تکلیف مربوطه اش را در کلاس الف انجام نمیده داخل همون کلاس الف قابل حل و فصله.. مگر اینکه روال هشدار دهنده ای پیش بیاد که نیاز به دعوت اولیای دانش آموز و صحبت با اونها باشه...

پاسخ:
از چه نظر عجیب بود؟ بعضی از نظراتش واقعا در مسائل تربیتی اصل و اساس هست.

خب ورود والدین که به این صورت به نظرم درست نیست، اما اینکه والدین مدرسه رو در جریان بذارن در خصوص میزان ارتباط و اثرگذاری دوست‌های فرزندشون خوبه. یعنی اگر نقش اطلاع‌دهی داشته باشه خوبه و به مدرسه کمک می‌کنه.

معلم دینی مدرسه رو هم خب من بعضی روش‌هاشونو نمی‌فهمم واقعا. اما خودشون یک سری استدلال ‌‌ها دارن که خب به نظر من قانع‌کننده نیست.

این معلم‌ها هستند که‌ تصمیم میگیرن دفتر مدرسه مطلع بشه یا نه. یک معلمی میتونه خودش قضیه رو حل و فصل کنه، مثل معلم قرآن مدرسه که بچه‌ها خیلی همه دوستش دارن، یک معلمی نه! البته خود مدرسه هم ترجیحش اینه بعضی مسائل اصلا به دفتر کشیده نشه، اما خب...
۰۳ دی ۹۵ ، ۱۸:۵۵ ماهیـ ـت
سلام اون مطلب رو خوندم خیلی مفید بود
یه اطلاعاتی بدم بهتون بچه های من پایه یازدهم هستن یک سال دیگه کنکور دارن بعضی هاشون الان خاستگار دارن، اصلا این مساله رو بمن انتقال نمیدن، لااقل در جمع دوستانه شون حرف نمیزنن و بعضی ها فقط زمانی که تنها میشیم حاضرن حرف بزنن،
واقعا گیج شدم، نمیدونم علاقه به دوستی دارن یا نه، اینکه حرف نمیزنن واقعا اذیتم میکنه علت حرف نزدنشون رو هم نمیتونم بفهمم، من خیلی رابطه ام باهاشون خوبه، لااقلش اینه که با چند نفرشون خوبه ولی نمیفهمم چرا انقدر سکوت میکنن
پاسخ:
سلام
راستش من یک کم خوب نفهمیدم هنوز مسأله شما با بچه‌ها و کلاس رو. شماره تلگراممو براتون تو وبلاگتون میذارم. با وویس یا تلفنی بهتر میشه منظور منتقل بشه.
۰۴ دی ۹۵ ، ۰۰:۵۳ میثم علی زلفی
سلام
مطلب جالبی بود. مثل همیشه
اینکه برای تغییر رفتار چه روش هایی وجود داره و باید داشته باشه بحث خیلی مهمی است. چرا که اکثرا دو روش رو بیشتر برای تغییر رفتار نمی شناسن.
1- تشویق
2- تنبیه
و البته ده ها روش دیگر برای این کار وجود دارد که متاسفانه عدم آگاهی از آنها مانع از تغییر رفتار در افراد می شود.
البته در همان مسئله تشویق و تنبیه هم دقیقا نمی دانند چه مکانیزمی باید اتخاذ شود. و لذا تنبیه ها و تشویق ها عمدتا سلیقه ای است.
این مسئله را تا حدودی می توان در نظرات دانش آموزان مشاهده کرد. مثلا یکی از پررنگ ترین مسائلی که مطرح شد این بود که این مسئله (یعنی محرومیت از اردو) با جرم تناسب ندارد. درک همین مسئله که تناسب جرم و مجازات چگونه محقق می شود و به چه صورتی است خودش می تواند یک جلسه بحث باشد.
حتما می دانید با همین اشکال به بسیاری از آیات عذاب قرآن اشکال می کنند. پس تبیین این مسئله بسیار مهم است و نگاه ذوقی و سلیقه ای به آن منجر به حذف تنبیه (آگاه کردن و هشدار دادن با اسباب مختلف) می شود. مثلا (یکی از ملاک های تنبیه بازدارندگی است. مثلا وقتی کسی چند طبقه ساختمان وسط محوطه عمومی می سازد بعد 100 میلیون جریمه می دهد این جریمه بازدارندگی ندارد نه برای شخص نه برای بقیه، اما اگر با دینامیت مثل ژاپن چین و بسیاری از کشورها ساختمان را منهدم کردی هم برای شخص درس عبرت می شود هم برای بقیه.)

+ به نظر می رسد چندین خطا در ذهن این دانش آموزان هست که باید اصلاح بشود .(با فرض اینکه تنبیه لازم است یعنی اولا قبول داشته باشیم روشی به اسم تنبیه را و ثانیا این روش را در این مسئله کار آمد بدانیم)
خطای اول: ظلم ظالم را به گردن دیگران انداختن؛ این دانش آموزان گناه به هم خوردن برنامه ی بقیه ی دوستان و ... را هم به گردن مسئولین مدرسه می اندازند که این روشی عجیب و غریب است. همیشه محرومیت و ضایع شدن حق مظلوم به گردن ظالم است و ربطی به دیگران ندارد. و لذا محرومیت این دوستان هم به خاطر ظلمی است که همان متخلف، اول به خودش کرد و بعد به دوستانش. مثل کسی که دزدی می کند و بعد قاضی او را به زندان می اندازد ، اینکه زن و بچه اش تنها می شوند و احیانا گرفتار مشکلات اقتصادی به عهده ی قاضی است یا در ابتدا به گردن خود همان دزد است.

+ خطای دوم: جهل را عمل مانع تنبیه دانستن؛ مثلا شخصی خوابیده و با پای خودش به کوزه ی دیگری لگد می زند و آن را می شکند. وظیفه اش چیست؟ وظیفه چنین شخصی این است که هزینه کوزه را پرداخت کند اگرچه جاهل بوده و غافل در هنگام جرم.
پس انسان باید بداند همیشه اینطور نیست که وقتی جرمی را مرتکب شد جرمش را به واسطه ی جهل منتفی کند. بله جریمه را باید پرداخت کند منتهی برای دفعات بعد هم توجیه شود. پس سخن گفتن برای مسئله یابی و غیره حرف خوبی است اما برای کوزه شکسته پول نمی شود. اول پولش را باید داد بعد مسئله یابی می کنیم که چه شد کوزه شکست؟
بد خوابیده بود یا جای مناسبی را انتخاب نکرده بود یااصلا آن روز با خانواده اش بحثش شده و ....

+ همیشه استادمان شوخی می کرد و می گفت دیدید بعضی از بچه کوچولوها خطا می کنند، تا می خواهی چیزی بگویی می گوید من کوچولوام نمی فهمم. این بچه با زدن این حرف نشان می دهد که خیلی خوب می فهمد. این قضیه ی همه ی آدم بزرگ هایی است که برای فرار از خطایی که می دانند قطعا خطاست می گویند ما نمی دانستیم.

+ ضمن اینکه باید توجه کنیم که بسیاری از تنبیه ها برای کنترل استفاده می شود نه برای تربیت؛ و لذا مدیر اگر برای کنترل مدرسه چنین کاری کرده باشد شاید نتوان به آن خورده گرفت.
مثل بسیاری از جرایم و تنبیه های رانندگی؛ که می بینیم در 90 در صد موارد بیشتر جنبه ی کنترلی دارد.

++++ در اخر باید بگویم که قصدم دفاع از روش تنبیه یا رفتار مدیر و مسئولین مدرسه نیست بلکه قصد دارم از زاویه های دیگری هم به بحث نگاه کنیم. که البته بهترین نقد ها نقدی است که از حرف صاحب مسئله به خوبی دفاع شود که متاسفانه در اینجا مفقود است و ار ابتدا صاحب سخن محکوم
پاسخ:
سلام 
خیلی خیلی نکاتتون خوب بود.
اون جلسه‌ای که یکتا گریه می‌کرد، اتفاقا هم خودش و هم دوستاش معتقد بودن باید تنبیه بشه، اما نوع این تنبیه مهم بود براشون. من هم خاطرم هست بحث بازدارندگی رو بهش اشاره کردم سر کلاس.

درباره خطاها هم، بله درست میفرماییدبحث ظلم ظالم رو، اما حرف بچه‌ها این بود که از اول چون تناسب جرم و جزا وجود ندارد مشکل ظلم به دیگران هم به گردن مجازات کننده است.

درباره خطای دوم، حرف بچه‌ها این بود که خب اگر مثلا من باید پول کوزه شکسته‌شده رو بدهم، از قبل این مسأله مشخص است که شکسته شدن کوزه به فلان دلایل، بیسار تومن هزینه دارد. یک دفعه یک قانون سبز نمی‌شود. آگاهی از قبل هست. مثلا خود من مجازات‌هایی در کلاس دارم، اما این مجازات‌ها را نشستیم با خود بچه‌ها درآوردیم. مشخص است اگر کسی بدون اجازه در حرف کسی پرید، چرا باید از یک بار صحبت کردن محروم شود مثلا. کسی هم سر این تنبیه چونه نمی‌زند چون هم دلیلش را میداند و هم از قبل عواقب کارش را.

تنبیه به موجب کنترل و تربیت هم فکر میکنم بحث زیادی را بطلبد، اما نکته خوبی را اشاره کردید و بسیار ممنونم. در کل به نکات بسیار خوبی اشاره کردید و من به خاطر همین مفصل بودن مسأله از بچه‌ها خواستم فراتر از زمان کلاسی به بررسی این موضوع بپردازند و نتایج پژوهششان را در اختیار دوستان و کادر مدرسه قرار بدن.
۰۵ دی ۹۵ ، ۲۱:۱۵ فاطمه نظریان
آقای زلفی،
من امروز یک جلسه کوتاه با بچه ها داشتم، در حد یک ربع که گزارش چیزهایی که خوندن و مسائلی که بهش فکر کردن رو بهم بدن. به مسائلی که شما اشاره کردید، اشاره کردم. ذهن بچه ها درگیر شد.

بازم ممنونم از نکاتتون.
۰۶ دی ۹۵ ، ۱۳:۴۲ میثم علی زلفی
تشکر از دغدغه مندی شما
خواهش می کنم وظیفه است
۰۷ دی ۹۵ ، ۰۸:۲۷ ماهیـ ـت
سلام ممنون از لطفتون
بنده هنوز منتظرم که شماره تون رو مرحمت بفرمایید
پاسخ:
سلام
من همون چند روز پیش تو وبلاگتون کامنت خصوصی گذاشتم. الان هم دوباره در وبلاگتون شمارمو گذاشتم(کامنت خصوصی).

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی