فلسفه در کلاسِ درسِ یک مربی

ریز‌رفتار‌های معلمی/مربی‌گری

دوشنبه, ۱۰ آبان ۱۳۹۵، ۱۱:۴۵ ق.ظ

به نام او


1-زنگ اول رفته بودم سر کلاس و بنفشه گفته بود: «خانم میشه دیگه مقنعه نپوشید؟ شال خیلی بیشتر بهتون میاد.». چند باری شال سر کرده بودم. دلم می‌خواست بگویم: «آره، حتما» اما گفتم: «بنفشه، دوست دارم شال بپوشم اما مدرسه قوانین خاصی داره. میترسم بهم تذکر بدن. همین الانش تذکر دادن که مانتوهام بلند‌تر باشه». خندید و گفت: «نه! خانم. خب هرطور صلاح میدونید» کلاس را شروع کردم. «امروز دو تا موضوع داریم. یکی مربوط به اخلاق پزشکی هست که پارمیدا خیلی دوست داشت و گفته بود. یکی هم یک افسانه سوییسی هست درباره آزادی. شما میتونید انتخاب کنید، درباره کدوم گفت و گو کنیم». ریحانه یک دفعه گفته بود: «خانم! امروز یک جوری شدید. خیلی خوشحالید. خیلی انرژی دارید.» بهار و چند و نفر دیگه هم تایید کرده بودند. خندم گرفته بود. تنها تفاوتم رژ ملایمی بود که زده بودم و یک لبخند بزرگ‌تر. خندیده بودم و گفته بودم: «خب چون سر یکی از بهترین کلاس‌هام هستم. خوشحالم دیگه!» ذوق کرده بودند و گفته بودند: «میشه تو دفترم اینو بگید؟ میشه از کلاس ما تعریف کنید تو دفترم؟»


2-معمولا وقتی نظراتشان از موضوع اصلی خیلی پرت است، چیزی نمی‌گویم. فقط نگاه‌شان می‌کنم و یک لبخند خاصی می‌زنم. یکی از بچه‌ها داشت بی‌ربط صحبت می‌کرد. نگاهش میکردم و لبخند به لب منتظر بودم تا خودش متوجه اشتباهش شود. وسط لبخندم رها گفت: «خانم! شما یک لبخند کوچولویی دارید که خیلی معنا داره‌ها! خیلی کوچیکه اما کلی چیز توشه!» دخترهای دیگر هم شروع کرده بودند به تایید. خندم گرفته بود. «رها! واقعا که! کلاس رو بهم ریختی»


3-وسط گفت و گو، پچ پچ کردن صبا با بهار را دیدم و شنیدم. «دستبند خانومو!» کلاس تمام شد. دستبندم را از دستم درآوردم. صبا را صدا کردم. «بیا صبا! اگر از این خوشت اومده مال تو»

«نه، خانم. ممنون»

«بدون تعارف، مال تو اگر دوستش داری. من یکی دیگه می‌خرم»

خجالت می‌کشید. نگرفت. اما معلوم بود خوشش آمده. بیشتر اصرار نکردم.


4-زنگ ناهار بود. رفتم از بوفه ناهار بخرم. بوفه شلوغ بود. عقب ایستاده بودم تا دختر‌ها خریدشان را کنند. حدیث گفت: «خانم، چیزی می‌خوایید؟ پولتونو بدید، من براتون بخرم» خریدم را کرد. فاطمه به شوخی آمد کنارم و گفت: «خانم شما دو هزار تومن دارید به ما بدید؟»

«آره.»

«واقعا خانم؟»

«آره، بیا بهت بدم»

«نه! خانم زشته. ولش کنید.»

«بهم میدی دیگه؟ نمیدی؟ قرضه خب»

«چرا خانم میدم. اما زشته»

«وااا! هفته دیگه برام میاری خب. بیا»

می‌خواستم قرض دادن و مهربانی را یاد بگیرند. پول را گرفت. سفت بغلم کرد و با خوشحالیِ زیاد دوید سمت شبنم. «خانم نظریان دو هزار تومن داد بهمون. بیا بریم پیتزا بخریم». الان دو هفته است که قرضش را نداده. دارم کلنجار میروم که چگونه کل ماجرا را تبدیل به یک حلقۀ گفت و گو کنم که بتوانند دربارۀ خیلی از مسائل تفکر کنند. مسائلی مهم.

نظرات  (۴)

سلام علیکم
این همه نزدیکی و دلبستگی که به کارتان دارید عالی است.
پیروزیتان روزافزون!
پاسخ:
سلام علیکم

ممنونم. امیدوارم بعضی چیزها کمرنگ نشود.
امان از تذکر های دفتر مدرسه
قدیما فکر می کردیم فقط به ما دانش آموزا گیر میدن 
اما انگار این جماعت با خودشون هم درگیرن
-- یه دفعه هم شما ازش غرض بگیرید تا حس طلبکار بودن رو درک کنه

به امید جاودانگی این لبخندها و حضورها
پاسخ:
حس طلبکار داشتن برام اهمیت نداره، وفای به عهدش(در مقام گیرنده) برام مهمه و به فکر دیگران بودنش(در مقام دهنده). منم که بخوام کار خودشو تکرار کنم میشم مثل خودش...

ممنونم.
سلام و نور
امروز کلاسم خیلی بهتر بود
از اینجا یادگرفتم چطور حرف نزنم و نظرات بچه ها رو با هم جمع کنم
حقیقتش بچه ها با من مثل مشاور برخورد میکردن تا مربی
و این مساله تقصیر خودم بود چون همیشه با وجود اینکه فکر کردن رو باهم تمرین میکردیم ولی درکل نهایتا مثل یه مشاور جوابشون رو میدادم 
الان که به گذشته نگاه میکنم میبینم چه چیز ساده و مهمی رو از برخوردهام حذف کرده بودم 
اومدم اینجا برای اینکه اول ازتون تشکر کنم
دوم اینکه اگه کتابی در این زمینه هست بهم معرفی بفرمایید تا استفاده ببرم 
ممنون ازشما
پاسخ:
چه سلامی قشنگی... سلااام :)

چقدر خوب! خیلی خیلی خوشحال شدم...
جالبه بدونید که با همین روش حتی میتونید نقش مشاور رو داشته باشید. چهارشنبه شاگرد‌های من به من میگفتن خانم کاش شما مشاورمونم بودید:)) با اینکه من راه حل خاصی بهشون نمیدم، فقط به حرفاشون گوش میدم خیلی وقت‌ها و اینقدر ازشون سوال میپرسم و بعضی نظراتشونو با چالش مواجه میکنم تا خودشون یک راه‌حل پیدا میکنن نه من!

اول اینکه، خواهش میکنم، وظیفه است.
دوم اینکه، اگر بخوایید کتابی در خصوص بهتر شدن کلاس‌داری بهتون معرفی کنم دو تا کتاب خیلی خوب هست به اسم:
1-آموزش تفکر، نوشته رابرت فیشر، انتشارات بین‌المللی گاج-مجموعۀ علوم تربیتی1
2-پرورش هوش هیجانی کودکان، نوشته هلن مافینی-شهناز بهمن، انتشارات بین‌المللی گاج-مجموعۀ علوم تربیتی2

من خودم کتاب‌های بالا رو که خوندم در کلاس‌داری برام خیلی مفید بوده. یک مجموعه دوازده جلدی هم انتشارات پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی چاپ کرده که البته من خودم هنوز ندیدمشون. احتمالا این مجموعه دوازده جلدی هم خوب باشه. در لینک زیر میتونید دربارۀ مجموعه اطلاعاتی کسب کنید:

http://ketab89.ir/?p=653

در حوزه نظر کتاب‌های زیادی هست برای فلسفه برای کودکان، اما برای حوزه عمل و مهارت در کلاس‌داری و... من فعلا این‌ها در ذهنم بود. حالا اگر باز یادم بیاد اطلاع میدم.
منظورم این نبود که کار خودشو تکرار کنید
باید در موقعیت مشابهی قرار بگیره، اونوقت شما به عهدی که مثلا از قبل دادید وفا کنید تا بفهمه کجای کارش نقص داشته

راستی اون دوره دوازده جلدی برای پژوهشگاه علوم انسانی ه ، نه پژوهشگاه علوم فرهنگ اسلامی
من گرفتم اون مجموعه رو ، عالی بود . (فروشگاهش زیر پل کریمخان ه)
درضمن من این دوتا کتاب گاج رو نتونستم پیدا کنم ، فکر کنم تموم کردن

پاسخ:
آهان!

عه! ممنون. من همیشه اینا رو قاطی میکنم.
ممنون که گفتید فروشگاهش کجاست. نمیدونستم کجا رفته. تو انقلابم پیداشون نکردم.
کتاب‌های گاج رو راستش من هدیه گرفتم. نمیدونم چجوری راهنمایی کنم برای پیدا کردنشون.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی